السيد موسى الشبيري الزنجاني

5118

كتاب النكاح ( فارسى )

بررسى اين توجيه اين معنا و مراد در آيه صحيح نيست . الف ) به دليل نقضى : زيرا در ادامه آيه آمده است كه « أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ » و مراد از كلمه « ما » در اين قسمت بلااشكال منكوحه است نه نكاح و مناسب است در يك آيه كه 2 بار اين كلمه به كار رفته ، هر دو به يك معنا بوده و در ذوى العقول به كار رفته باشد . ب ) به دليل حلّى : همين استعمال در آياتى ديگر از قرآن كريم نيز آمده است كه بدون شك كلمه « ما » براى ذوى العقول استفاده شده است مثل : و السماء و ما بنها و الارض و ما طحها و نفس و ما سويها « 1 » . در اين آيات مراد از « ما » خداوند متعال مىباشد . وجه به كار بردن « ما » در اين گونه موارد اين است كه استفاده از اين موصول گاهى به خاطر اين است كه در مقام بيان و در صدد افهام ذوى العقول بودن مراد است كه در اين صورت حتما بايد از كلمه « من » استفاده شود و گاهى چنين عنايتى در بين نيست ، لذا استعمال كلمه « ما » در اين موارد بدون اشكال مىگردد . در آيه مورد بحث هم مىگوييم : عنايت به صفتى است كه ذكر شده است ( طيب خاطر و راحتى نفس ) نه آنكه در صدد افهام ذوى العقول بودن باشد هر چند در عالم خارج افرادى كه طيب نفس در ازدواج با آنها حاصل مىشود قطعاً ذوى العقول هستند . و اما درباره شاهدى كه ذكر كردند مىگوييم خود مفهوم حليت ذوات يا حرمت ذوات به اين معنا است كه استفاده و تمتع مناسب با آنها جايز است يا حرمان دارد ، لذا در مثل حرمت عليكم امهاتكم و يا حرمان الزوجة من العقار مىگوييم اصلا نيازى به تقدير نيست بلكه خود لغت حرمان بدون در تقدير گرفتن فعلى ، معنا را به خوبى افاده مىكند . لذا اين مطلب شاهد بر اين نيست كه متعلق « طابَ لَكُمْ » بايد حتما فعلى از افعال باشد .

--> ( 1 ) - سوره شمس ، آيات 5 ، 6 ، 7 .